طرح تقسیم استان سیستان و بلوچستان و چند نکته

به گزارش وبلاگ اخبار تصویری، محمدعثمان حسین بر*؛ با اعلام وصول طرحی در مجلس شورای اسلامی در خصوص تقسیم استان سیستان و بلوچستان، بحث ها و دغدغه های مربوط به این امر مهم در سطح استان و شبکه های اجتماعی دوباره داغ شده است.

طرح تقسیم استان سیستان و بلوچستان و چند نکته

با توجه به اهمیت اساسی این قضیه و سرنوشت ساز بودن آن برای استان و کشور و دغدغه های اجتماعی مهمی که ایجاد نموده، احساس وظیفه و ضرورت ایجاب می نماید نکاتی چند درمورد آن عنوان گردد:

1- باتوجه به سخنان معاون سیاسی وزیر کشور در تاریخ 14 خرداد سال جاری - در ارتباط با شایعات مربوط به تقسیم استان- مبنی بر اینکه دولت هیچ برنامه ای برای تقسیم استان های عظیم و ایجاد استان جدید ندارد، ارائه این طرح بسیار سؤال برانگیز است و اگر سخن بالا را بپذیریم و طرح مذکور را یک نمایش (نمایشی البته هیاهوآفرین و همراه با تشویش اذهان عمومی) برای حساسیت سنجی از یک کانال دیگر بدانیم، ضرورت دارد وزارت کشور به عنوان متولی تقسیمات کشوری، در این مورد شفاف سازی کرده و نقش و موضع خود را در قبال این طرح بیان نماید.

2- باتوجه به ابهامات مربوط به منشاء و محتوای این طرح، پشتوانه علمی-اندیشه ورزانه و اجتماعی این طرح زیر سؤال است. اینکه چنین طرحی با این اهمیت، فرایندی از مطالعات علمی و بویژه اجتماعی و فرهنگی را طی نکرده باشد، در معرض تضارب آراء و دیدگاه ها قرار نگرفته باشد و اکثریت مردم، کنشگران اجتماعی و ذی نفوذان اجتماعی استان از جزئیات آن خبردار نباشند، این طرح را در حد تیری در تاریکی تنزل می دهد.

3- تقسیم یک استان فی نفسه سیاست و اقدامی منفی و مخرب نیست و حتی می تواند در بعضی موارد بسیار کارگشا باشد، اما هنگامی که با خواست اکثریت مردم و نخبگان و ذینفوذان اجتماعی آن همراه نباشد، مبتنی بر مطالعات علمی و فرهنگی و اجتماعی نباشد، شفافیت لازم را نداشته باشد و تدبیری در فرایند های تهیه و ارائه آن دیده نگردد، البته نشان دهنده خطا های راهبردی متعددی است.

4- اولین گام برای تقسیم یک استان می بایست خواست و نظر اکثریت مردم و نمایندگان اجتماعی و سیاسی آن ها باشد؛ حال آنکه متاسفانه در این طرح چنین چیزی وجود ندارد؛ لذا از این منظر، این طرح بیشتر به مثابه فشار و اجباری از بالا می ماند و نمی توان پیامد های مفیدی برای آن متصور بود.

5- با توجه به فشار ها و تنگنا های شدید مربوط به فقر، بیکاری، گرانی و شیوع کرونا بویژه برای مردم استان در این برهه زمانی، ارائه طرح مذکور در بدترین زمان ممکن اجرا شده و به منزله آوارکردن فشار و اجباری طاقت فرسا بر اکثریت مردم استان می باشد. قرار داشتن در ماه های آخر از عمر دولت مستقر و کلیک خوردن فضای انتخاباتی هم مزید بر علت است.

6- تقسیم استان نمی تواند راهبردی برای توسعه باشد، لکن می توان از آن به عنوان یکی از ابزار های توسعه استفاده کرد؛ اما متاسفانه این طرح مبتنی بر هیچ برنامه تعیین توسعه ای و مصوبی نیست و حتی نقشه راه تعیینی برای یاری به توسعه ندارد.

7- توسعه پایدار نیز ضرورتاً می بایست مردم محور باشد، و چنین طرحی با توجه به نادیده دریافت خواست و نظر اکثریت مردم استان، نمی تواند یاریی به توسعه پایدار منطقه بنماید.

8- با توجه به صندلیِ همیشه آخر استان در بین استان های کشور در اغلب شاخص های توسعه، می توان گفت اراده و برنامه ای جدی (نه برنامه هایی شبیه توسعه محور شرق و توسعه سواحل مکران که تا کنون جز جنبه هایی کاغذی و غیراجتماعی از آن ها دیده نشده است) برای توسعه استان وجود نداشته و بنابراین اجرای چنین طرحی هم، یاریی به آن نخواهد نمود.

9- با توجه به عدم توفیق دولت ها در تحقق بسیاری از قوانین و برنامه های مدون توسعه ای همچون سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی و نیز عدم جلب مشارکت بایسته سرمایه گذاران داخلی و خارجی برای این امر، امید به توسعه استان به واسطه جذب سرمایه و اعتبارات دولتی به وسیله چنین طرح هایی هم بیش از پیش غیر واقع بینانه و دور از دسترس می باشد.

10- چنین طرحی بنابراین بیش از پیش موجب حجیم تر شدن ساختار های دولتی (کار و پست تراشی و نه اشتغال زایی) خواهد شد که خود از عوامل اصلی ناکارآمدی و کاهش بهره وری این نهاد ها و در نتیجه مانعی برای توسعه در کشور محسوب می گردد. همین امر نیز، سبب خواهد شد اگر افزایش اندکی در اعتبارات این مناطق ایجاد گردد، قبل از توسعه و عمران، توسط این ساختار ها به مصرف جاری برسد.

11- یکی از موانع توسعه استان سیستان و بلوچستان را می توان ضعف صندلی، قدرت پیگیری و چانه زنی آن در مرکز کشور دانست. از این منظر، اجرای چنین طرحی منجر به ایجاد چند استان ضعیف تر بجای یک استان ضعیف خواهد شد.

12- برخلاف پیش فرض رایج، رابطه معکوسی بین وسعت و توسعه نه در بین استان های کشور و حتی بین کشور های جهان وجود ندارد. کافی است این مقایسه صورت گیرد. البته اگر هم رابطه ضعیفی وجود داشته باشد، یک رابطه مستقیم است نه معکوس. به عنوان شواهد دم دستی می توان به صندلی سیستان و بلوچستان در مقایسه با استان هایی مثل کرمان و کهگیلویه و بویراحمد اشاره نمود.

13- با توجه به پتانسیل های مالی و توسعه ای مهم سیستان و بلوچستان، تقسیم استان می تواند سهم و دسترسی سایر استان ها را از بعضی از این پتانسیل ها بسیار محدود کند. چند دهه است که پتانسیل ها و مزیت های رقابتی سواحل مکران و چابهار به عنوان محور توسعه استان تلقی می گردد. تقسیم استان در عمل، سایر استان های جداشده را از این مزیت ها محروم خواهد نمود.

14- اگر دوری از مرکز را مانعی مهم برای توسعه بدانیم (که حتی در ایران هم جای سؤال دارد)، این امر برای چند استان کوچکتر بیشتر صدق می نماید تا یک استان عظیم تر. البته اگر اراده و برنامه جدی را عامل مهم توسعه بدانیم، دوری از مرکز چندان محلی از اعراب نخواهد داشت.

15- فرایند های جهانی شدن و پتانسیل های دولت الکترونیک، بیش از پیش فواصل مکانی و حتی زمانی را به عواملی کم اهمیت تر در توسعه، اداره امور و پیگیری احتیاج های شهفرایندان تبدیل کرده است؛ بنابراین عامل فاصله نمی تواند علت و دلیل مهمی برای تقسیم استان باشد.

16- باتوجه به فرایند های جهانی شدن، آنچه بیشتر در جهان شاهد آن هستیم گسترش اتحادیه ها و سازمان های بین المللی و منطقه ای است. این بدان معنا است که از این طریق بهتر می توان شرایط ایجاد شده را مدیریت و خود را با آن سازگار کرد. به همین دلیل است که دولت های ملی صندلی و نقش خود را تاحد قابل توجهی از دست داده اند، چه برسد به مدیریت های استانی.

17- تجارب جهانی و بویژه کشور های توسعه یافته نشان می دهد که تقسیمات کشوری آن ها در سطح ایالت ها و استان ها تغییرات چندانی نداشته و اگر هم در دو دهه اخیر در بعضی از کشور ها (همانند کشور های فرانسه و روسیه) تغییراتی وجود داشته در راستای ادغام بوده است و نه تفکیک. علاوه براین، به ندرت می توان کشور هایی را پیدا کرد که با هدف توسعه، استان ها و ایالت های خود را بیشتر کرده باشند.

18- تقسیم استان راه چاره چندان مناسب و موثری برای برقراری عدالت اجتماعی در کشور و رفع نابرابری های ناحیه ای نیست. ممکن است بتواند به وسیله ایجاد و ارتقای نقاط مرکزی، دارویی مسکن برای رفع بعضی احساس نابرابری ها باشد، اما باتوجه به فعال بودن مکانسیم فراوری نابرابری مرکز-پیرامون، تجارب کشور نشان می دهد تقسیم استان ها در کشور، نه فاصله تهران را با آن ها کمتر کرده، نه مهاجرت روستائیان را کاهش داده، نه کاهش چندانی در نابرابری های ناحیه ای ایجاد نموده و نه حاشیه نشینی را در شهر ها و بویژه شهر های مرکزی کاهش داده است.

شرایط اسفبار نابرابری های مرکز و حاشیه در زاهدان نشان می دهد که وسعت کمتر نمی تواند راه چارهی برای رفع نابرابری های اجتماعی باشد. راه چاره آن توزیع عادلانه و متوازن منابع، سرمایه گذاری ها و امکانات است.

19- این طرح با سایر تجارب کشور مثلاً در خصوص خراسان و آذربایجان شرقی بسیار متفاوت است. زیرا برخلاف آنها، هم با خواست و اراده اکثریت مردم استان هماهنگ نیست و هم با حساسیت های قومی و مذهبی زیادی همراه است.

20- بعضی تجارب دردناک مرتبط با استان که اذهان بسیاری را می آزارد و مخالفت ها با چنین طرح هایی را بیشتر می نماید، الحاق بخش هایی از بلوچستان به استان های کرمان و هرمزگان است که نتیجه آن نه تنها توسعه نبوده است، بلکه علاوه بر تضعیف یا از دست رفتن هویت فرهنگی و پیوند های اجتماعی شان، چیزی جز فقر گسترده نصیب آن ها نکرده است.

21- از دغدغه های بسیار مهم دیگری که در ارتباط با چنین طرح هایی وجود دارد، تضعیف عناصر فرهنگی و هویت قومیت بلوچ به عنوان بخش مهمی از میراث فرهنگی کشور است. اگر این امر مهم درک گردد، نه تنها با چنین طرح هایی سعی در تضعیف و از میدان به درکردن این میراث گرانبها و ملی نمی گردد، بلکه حاکمیت و دولت خود را موظف به حفظ آن می بینند. در این صورت است که تقابل های خیالی یا واکنشی بین هویت های قومی و ملی از بین می فرایند و می توان شاهد یک وحدت در عین کثرت بود.

22- علاوه بر آنچه آمد، تضعیف شدید اعتماد اجتماعی به نهاد های حکومتی و وجود تبعیض های اجتماعی و فرهنگی موجود در استان مانعی اساسی بر سر راه موفقیت چنین طرح هایی می باشد. این چالش هم، راه چارهی جز شهفرایندمداری، رفع تبعیض های موجود، به دور کردن نهاد های حکومتی و عمومی از رنگ و بوی مذهبی و قومی و هماهنگی های لازم با افکار عمومی و نخبگان اجتماعی این جامعه ندارد.

23- در ادامه مورد قبل، بدیهی است ارائه، تصویب و اجرای طرح فوق بدون جلب رضایت و اعتماد و هماهنگی اکثریت مردم استان و نمایندگان اجتماعی آن ها، زمینه ساز گسترش و تعمیق تبعیض ها و احساس تبعیض های موجود و فعالترشدن شکاف های اجتماعی و بویژه شکاف های قومی و مذهبی استان خواهد شد.

24- با توجه به چند مورد اخیر می توان گفت تقسیم استان نه تنها نگرانی های امنیتی را رفع نمی نماید بلکه حتی ممکن است زیرساخت های یک امنیت پایدار و مردم محور را که مبتنی بر خواسته های مردمی، اعتماد اجتماعی، کاهش نابرابری های اجتماعی و رفع دغدغه های قومی و مذهبی هستند، دچار چالش جدی نماید.

25- ریشه بسیاری از دغدغه ها که زمینه ساز چنین طرح هایی هستند، تمرکزگرایی، مطلق گرایی در برداشت از وحدت ملی با وجود رنگارنگی و تکثر فرهنگی و قومی تاریخی کشور و عدم نهادینه شدن شهفرایندمداری، برنامه مداری، قانون مداری و عدالت محوری در کشور است. راهبرد ها و راهکار های اصلی، رفع چنین معضلات و مسائلی در کشور است، نه در راهکار های موقتی و چالش برانگیزی مثل تقسیم استان ها.

واگذاری بخش عمده اختیارات و مسئولیت های اداری و اجرایی کشور به نهاد های استانی همانند استانداری ها، فرمانداری ها، ادارات کل و شهرستانی و شهرداری ها و ... در یک چارچوب دموکراتیک و مبتنی بر شایسته سالاری و شهفرایندمداری از سریعترین راه های رفع کردن دغدغه های فوق می باشد.

*دانشیار جامعه شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان و مشاور سابق وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در حوزۀ مسائل اجتماعی و همبستگی ملی

منبع: فرارو

به "طرح تقسیم استان سیستان و بلوچستان و چند نکته" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "طرح تقسیم استان سیستان و بلوچستان و چند نکته"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید